محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

36

خلاصة الحكمة ( فارسى )

حكه حِكَّه : به فارسى « خارش » نامند و آن خارش بدون بثور است . « 1 » حمره / سرخ باد / سرخ باده حُمْرَه : به فارسى « سرخ باد » نامند ؛ ورم حار صفراوى است كه از جلد بسيار بلند نشود و سرخ شكفتهء روشن براق باشد و چون دست بر آن گذارند ، سرخى آن برود و چون دست بردارند ، باز عود كند . « 2 » حمى حُمّى : به فارسى « تب » نامند ؛ حرارتى غريب باشد كه در قلب مشتعل گردد و ارواح را گرم گرداند و از آنجا به واسطهء شرايين به ساير اعضا پراكنده شود و جميع بدن را گرم نمايد به افعال طبيعيه ضرر رساند . و اجناس عاليهء آن سه است : حمى دق و حمى يوم و حمى عفن ، جهت آن كه اجزاى تركيب بدن اين سه‌اند : اعضا و ارواح و اخلاط . پس اگر اولًا حرارت تعلق به جوهر اعضا گيرد و آنها را گرم گرداند ؛ مانند : قلب ، مثلًا : پس ارواح را و به واسطهء شرايين منتشر گشته ساير اعضا [ را ] گرم گرداند ، آن را « حمى دق » نامند ، جهت آن كه به تدريج بدن را دقيق و لاغر و خشك مىگرداند . و اگر اولًا حرارت تعلق به ارواح گيرد و آنها را گرم گرداند و به واسطهء شرايين به قلب رسد و قلب را گرم سازد و ثانياً به واسطهء شرايين به اطراف منتشر گردد و همهء بدن را گرم سازد آن را « حمى يوم » نامند جهت آن كه مدت انقضاى آن اكثر يك روز يا دو روز و نهايت مكث آن تا به هفت روز باشد و چون از هفت روز بگذرد ، البته انقلاب به تب ديگر مىنمايد . و اگر اولًا تعلق به اخلاط گيرد و آنها را گرم و متعفن سازد ، پس ارواح را به واسطهء شرايين ، به قلب رسد و از قلب به ساير اعضا آن را « حمى عفونى خلطى » نامند ، خواه آن

--> ( 1 ) . همان ، ج 3 ، ص 213 . ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 64 .